داستان پندآموز و کوتاه شایعه

“پایگاه اینترنتی روبات سورنا”:

داستان پندآموز و کوتاه شایعه

داستان پندآموز و کوتاه شایعه 

گاهی خواندن یک داستان می تواند طرز تفکر افراد را عوض کند. داستان خوشگل و خواندنی شایعه را برای شما داریم که می توانید در زیر بخوانید و از آن پند گیرید.

 

زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی تولید و شروع به پراکندن آن کرد. بعد از مدت کمی همه ی اطرافیان آن همسایه از آن شایعات باخبر شدند.همسایه اش از این شایعه به شدت صدمه دید و دچار مشکلات زیادی شد. بعدها وقتی که آن زن متوجه شد که آن شایعاتی که ساخته همه ی دروغ بوده و اوضاع همسایه اش را دید از کار خود پشیمان شد و سراغ مرد حکیمی رفت تا از او کمک بگیرید بلکه بتواند اینکار خود را جبران کند.

 

مرد حکیم به او گفت: به بازار برو و یک مرغ بخر آن را بکش و پرهایش را در مسیر جاده ای نزدیک محل زندگی خود دانه به دانه اکران کن.آن زن از این راه حل متعجب شد ولی اینکار را کرد. فردای آن روز حکیم به او گفت حالا برو و آن پرها را برای من بیاور.

 

آن زن رفت ولی ۵ تا پر اکثر پیدا نکرد.مرد حکیم در جواب تعجب زن گفت انداختن آن پرها ساده بود ولی جمع کردن آن ها به همین سادگی نیست همانند آن شایعه هایی که ساختی که به سادگی انجام شد ولی جبران کامل آن غیر ممکن هست.

 

پس بهتر هست از شایعه سازی دست برداری.

 

 

[ad_2]

لینک مطلب



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *